فضا و جامعه ۱:   

 تله­ها و واقعيت­های محل

موقعيت يک کنشگر در فضای اجتماعی در مکانی از فضاهای فيزيکی که قرار گرفته است، آشکار می­شود ( آن که می­گويند : « نه آتش دارد، نه دود » يا « بی­خانمان » است، ـ بفهمی نفهمی ـ هستی اجتماعی ندارد ) و نيز با موقعيت نسبی­ای که جايگاه­های موقتی­اش ( مثلاً، مقام­های افتخار، جايگاه­های تشريفاتی که پروتکل مقرر کرده است ) و مخصوصاً جايگاه­های دايمی­اش ( نشانی محل اقامت و نشانی محل کار ) در ارتباط با جايگاه­هايی که کنشگران ديگر اشغال می­کنند، آشکار می­شود؛ هم­چنين، موقعيت يک کنشگر اجتماعی در مکانی که ( از لحاظ حقوقی ) در فضا از گذر دارايی­هايش ( خانه، آپارتمان، دفترکار، زمين­زراعی، زمين بهره­برداری، ساخت­وساز ) که کم­وبيش دست و پا گيرند. و يا آن طور که گاهی می­گويند از گذر « مصرف فضا » ( مصرف خودنمايانة فضا يکی از صورت­های عالی خودنمايی قدرت است ) ابراز می­شود. بخشی از لختی1 ساختارهای فضای اجتماعی از اين واقعيت نتيجه می­گردد که فضاهای اجتماعی درون فضای فيزيکی جای دارند و تغيير نمی­کنند مگر به قيمت جا به جا شدن ( اسباب­کشی ) تغيير دادن اقامتگاه، ريشه­کن شدن ( مهاجرت ) يا تبعيد اشخاص، که خود آن­ها مستلزم تغييرات اجتماعی فوق­العاده دشوار و پرهزينه است. […]

حوزه­های اجتماعی مختلف يا، اگر ترجيح می­دهيم، فضاهای اجتماعی مختلف که از لحاظ فيزيکی عينيت يافته­اند گرايش به روی هم قرار گرفتن دارند، دست­کم به درشتی و بدون ظرافت : نتيجة آن تمرکزهای کمياب­ترين و گران­بها­ترين کالاها و مالکان آن­ها در برخی از مکان­های فضای فيزيکی ( خيابان پنجم در نيويورک، خيابان فوبورگ سنت هونوره2 در پاريس ) که از همة جهات با محل­هايی در تضادند که عمدتاً و گاهی منحصراً تهيدستان ( حومه­های فقير­نشين، گتوها ) را دور هم جمع می­کنند . اين مکان­های پرتمرکز دارايی­های مثبت يا منفی ( جای زخم­ها ) برای تحليل­گر مسايل شهری تله­هايی تشکيل می­دهند که با پذيرفتن­شان به همين صورت، اصل مطلب را مکتوم می­گذارد . « مديسون آونو » خيابان فوبورگ سنت هونوره فروشندگان تابلوهای نقاشی، عتيقه­فروشان، نقاشان، مجموعه­داران و…، را دور هم جمع می­کنند، يعنی طيفی از تجارت را که وجه مشترک­شان اشغال کردن موقعيت­ها بالا ( ميان همانند خودشان ) در حوزه­های مرتبط است و نمی­توان به ويژگی­های آن­ها پی­برد مگر در ارتباط با تجارت­هايی که در همان حوزه، در موقعيت­های پايين­تر جای دارند، اما در ساير مناطق فضای فيزيکی، به عنوان مثال، مجموعه­داران خيابان فوبورگ سنت هونوره ( نخست به نام اشرافی­شان، پس با همة دارايی­ها، ماهيت، کيفيت و قيمت محصولاتی که عرضه شده، کيفيت اجتماعی مشتريان و غيره ) با مجموعه­داران خيابان فوبورگ سنت­آنتوان که آنان را « آبنوس کار » می­نامند، در تضاد هستند […] .

 

پير بورديو، فقر دنيا3

1.L,inertie                           2. Rue Faubourg - saint - Honore'

3. P. Bourdieu, La Mise're du monde, Seuil, 1994.

 

لینک