فضای عمومی ۱   

 

 فضای عمومی 1

 

« يک فضای عمومی » چيزی غير از يک محيط يا مفصل­بندی محيط­­ ها است. فضای عمومی وقتی وجود دارد که بتواند رابطة تعادل ميان يک هويت جمعی ( اجتماعی يا فرهنگی ) و يک سرزمين را به هم بزند. يک شهر بزرگ وقتی يک آزمايشگاه معاشرت به حساب می­آيد که از اندام شهری چيز خيلی خاص بسازد از پر و خالی، چونان اسفنجی که جريان­ها را جذب و دفع می­کند، و دايماً حدود حفره­اش را تغيير می­دهد . بنابراين، يک فضای عمومی با مرکزيت­اش قابل تعريف نيست ـ برعکس، دوری از مرکزاش را می­توان از مشخصاتش دانست ـ بلکه با کارکرد حصارزدايی­اش تعريف می­شود […] . فضايی عمومی هيچ­جايی را تخصيص نمی­دهد؛ اگر می­توان در آن تصرفی کرد، اين تملک و تصرف جزيی است. فضای عمومی تغيير ماهيت يافته است، به يک قرارگاه ( سايت ) مبدل می­شود، اصطلاحی نمادی برای بيان رابطه­ای با فضا يا سرزمينی خصوصی شده. تنها صفتی که برای تعريف فضای عمومی بيش از همه مناسب است، دسترس بودن آن است. اين قابل دسترس بودن کاربردها را توصيف، و اثرات تبعيض را بيان می­کند، ولی فضای عمومی نه کاملاً اختصاصی می­شود و نه تصاحب شدنی است. بنابراين، يک فضای عمومی فضايی است که مزاحم يا متجاوز را می­پذيرد، هر چند که هنوز جايگاهش را نيافته است و « هنوز آزادی رفت و آمدش را « واگذار » نکرده است ( زيمل )».

 

 

1ـ ايزاک ژوزف، عابر محترم، مريدين ـ کلينکزيک، 1984، ص . 40 ـ 41.

 

۱. I. Joseph. Le Passant conside'rable, Me'ridienes - Klinccksieck,1984.P.40 - 41.   

 

لینک