شعر معماری

...

به همهمه های باد دقت کن
که در مسیر عبور از شهری گم شده
هزار پچپچه و نجوای پنهان را با خود آورده
که خبر از گریه تلخ مردی درخلوت شب می دهد!

وقتی من شعر گفتن بلد نیستم

زمانی که تو شعر خواندن نمی توانی
شاعر جنازه ای بیش نیست
...

بخشی از شعر بی گاهان از کریم شفایی



...
وقتی ...
زمانی
...
معمار جنازه ای بیش نیست


 

/ 13 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
.....

ما بیماریم ما پیوسته در قناعت خویش بیماریم..............

وقتی اتسان جنازه ای بیش نیست..............

مجید عبدالهی

عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود

6339

اموخته ام قبل از آنکه ما را بفهمند دیگران را درک کنم . . .

پیرایش

لایک! [گل]

کامی

صد رحمت به جنازه

کامی

تو که پوخی نیستی