پديده ای به نام محسن نامجو

 

 

موسیقی محسن نامجو شاید جزء نادر موسیقی­های جامعه مدرن (امروزی) ايران است که ويژگی­ها و خصوصیات دوره خود را برمی­تاباند و آرمانها، رویاها و تجربه­های زیستی همه ما را به زبان شعر و موسیقی به تصویر می­کشد و از همین رو مورد اقبال نسل دومی و سومی­های جامعه امروز ایران واقع می­شود.

اما موسیقی محسن نامجو سوای چنین کارکردهایی، واجد ویژگی دیگری است که مرا به فکر وا می­دارد: موسیقی نامجو، موسیقی­ای شهری و به شدت فضامند است. از همین رو درجستجوهای گاه و بی گاهی که می­توان در موضوع فضا در ادبیات معاصر انجام داد از نمونه­های در خور توجه و قابل بررسی است. شاید این پديده نوظهور از جنبه­های موسیقايی در سال اخیر مورد بررسی و تحلیل واقع شده است. اما کمتر به جنبه­های جامعه­شناسی، روان شناسی اجتماعی و ... اين پديده و مخاطبانش توجه شده است.

در یکی از کم­شمار رویکردهای جامعه­شناسانه به اين پديده سارا شریعتی،استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران، موسیقی نامجو و مخاطبانش را مورد تحلیل و بررسی قرارداده است. او می­نویسد:

ـ اين موسيقي جواني آگاه و گرفتار جبر است. جبر جغرافيايي: "من زاده يآسيايي".

ـاين  موسيقي جامعه درحال گذاري است  که دورکيم توصيف مي کند. جامعه اي که "آرمانهاي پدرانش ديگر او رابه شور و شوق نمي آورد و آرمانهاي جديدي هم نيافريده بود"، جامعه اي بسيار ادغامگر، انسجام گر که مي خواهد اين من هاي متکثر و فرديت يافته را يکي کند، يکدست کند.

ـ کلام نامجو رنج است تا اعتراض. نوميد است تامطالبه گر. حسرت خورده است تا افشاگر. " آرامش با ديازپام ۱۰ " است تا شورش. خودويرانگري است تا ويرانگري.

و...

پیشنهاد می­کنم اصل مقاله را در سایت انسان­شناسی و فرهنگ مطالعه کنید.

 

 

/ 6 نظر / 12 بازدید

سلام مرسی از اينکه به اين موضوع توجه کردين

فضای رويداد

دوست عزيز جناب آقای مهندس کامران دهقان شما به ضيافت معماری فضای رويداد دعوت شده ايد. با حضور گرم و صميمی خود محفل دوستانه ما را رونق بخشيد. چشم انتظار ديدار شما در ضيافت سوم با موضوع« آموزش معماري» هستيم.

نگاه

من هی ميگم شماحاليته شما هی ننويس-از بس آرشیو وبلاگت و خوندم حفظم-کی ميخوای حرفای جديدت بذاری

شهر شناخت

نگاه دوست عزيز برای نوشتن بايد چيزی وجود داشته باشد فکری - ايداه ای يا دست کم نظری از سر توجه اين روزها سخت تهی تر از هر انديشه ای هستم اما سعی می کنم با نوشته ای در ضيافت گذشته (خلاقيت و معماری ) به دنيای وب نويسی بازگردم.

نگاه

سلام-خوشحالم که جواب دادين. منم موافقم که اندیشیدن نیاز به بستر داره. ولی گاهی دیر رسیدن هیجان بودن و کم میکنه. منتظرم و منتظریم که باز هم بنویسین.

حقيقت جو

http://naria.blogfa.com